آمدی و سردی سکوت را شکستی
از آوای تو پُر شد،تمام هستیم
من به حال خود بودم
با عشق آمدی
با نگاهت مرا ، دیوانه کردی
خواستیم با هم همسفر شویم
مرد سفر نبودی...
رهایم کردی
جز غصه و ماتم...
تو بگو ای عشق، برایم چه کردی ؟
حیف بود این،احساس نابم
زیر پاهایت پرپرش کردی!
ALENOOSH
نیستی و خالیه جایت
پُر شده دنیایم،با خاطره هایت
بی تو گوشه ی،تنها نشستم
دیگه حتی با خودم،غریبه هستم
قلم و دفتر شعرم
...سالهاست،گوش سپردن به زمزمه هایم
کاش می خواندی،تنها یک بار
شعرهایی که،نوشتم برایت هربار
کاش می دیدی چشم هایم را
دزدیدی آرام و خواب شبهایم را
نیستی و خالیه جایت
پُر شده دنیایم،با خاطره هایت
ALENOOSH