
کوچه ها سوت و کورند
دست های ما دور دورند
کوچه ها از من وتو خالی اند
روزی گواه عشق ما بودند
ما را به هم می رساندند
تنها خاطرات برام ماندند
سهم من،از عشق تو بودند

جدا شدیم از هم،فراموش نشدی
لحظه ای از دلم،جدا نشدی
میدانم دیره برای یکی شدن
رفتی و سهم دیگری شدن
گناه عشق تو بود اگه من تنهام
اگه تاریک و سرده همه ی دنیام
Alenoosh
بهارتان مبارک باد![]()

بوی بهار می آید بلبل آواز می خواند
گل ها می خندند پروانه می رقصد
چشمه می خروشد خورشید می درخشد

کاش بودی تا بهار بودم
مثل گلها تازه،خندان بودم
کاش بودی تا سبز می ماندم
برای قلبت،عاشقانه می خواندم
کاش بودی تا خنده،می شکفت بر لبانم
غم پر می کشید،می رفت از کنارم
افسوس سهم،خزان زردم
بی تو مثل برگی
آواره ی دست بادم
Alenoosh