تبليغاتX
عشق ماه و خورشید
روز و شب یکی ست،اشکهای ماه جاریست،بدون خورشید ماه تاریکی ست

کاش عادت بودی،ترکت میکردم

یا که احساسی،فراموشت میکردم

چه کنم عشقی؟ در تاروپود وجودم

همیشه بامنی،تو خواب و خیالم

درد جدایت، مرا ویران کرد

هستی مرا سرد و سیاه کرد

کاش بودی با من،تا آخرین نفس

کابوس این جدایی،قلبم را شکست

تو نیستی و این خانه،تاریک وسرده

خیلی وقته شادی، پر کشیده رفته

صدای خنده هات کجاست؟ دل من تنگه

این سکوته داره، به تنهایم میخنده

پرنده ی ایوان آواز نمیخوانه

مثل من نوازش،تورو کم داره

رفتی و گلها همه خشکیدن

مثل من،هوایی برای نفس ندارن

همه ی عالم،می دانند از عشق من

امشب هم بارون،می باره با چشمهایم 

 

Alenoosh

 

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/17ساعت توسط Alenoosh |

پر کشیدی و رفتی عروسک نازم            داغ تو داره این دل خسته ام

    چشمهات بستی واسه همیشه              آیدای من خوابیده بیدار نمیشه

      وداع تو کرد هوایم را بارانی            ای دوست از تو دارم، خاطرات زیبایی

    روحت باشد غرق نور و شادی

     یادت همیشه زنده باد و گرامی

در گذشت تاسف بار دوست مهربانم، آیدای عزیز را به خانواده محترمش 

و همه ی دوستان تسلیت عرض میکنم.

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1386/11/04ساعت توسط Alenoosh |

چشمهای من به آسمونه

لبهای من چه لرزونه

اشکهای من دونه دونه

سرازیر میشه،روی گونه

اسم تو تنها، ذکر این زبونه

عاشق تو، برات دعا میخوانه

الهی همیشه دل خوش باشی

مثل بهار، سبز و خرم باشی

شادی باشد سهم لبهایت

گل های یاس تن پوش راهت

الهی بگیر این نفس های مانده را

بیفزای به عمرش تپش های قلبم را

رفتی و برام چیزی نمانده

قلب شکسته ام تو را میخوانه

خیلی وقته دلگیره بی تو

بهار عمرم خزانه بی تو

برام ساختی دنیایی از تنهایی

بی تو زندگیم،شده بی معنی

افسوس مرا بردی از یاد

زندگیم دست تو بود

چرا مرا دادی بر باد؟؟؟

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1386/11/03ساعت توسط Alenoosh |