کاش بودی کنارم در روز میلادم
کاش از حضور تو پر بود لحظه هایم
بیست و یکمین بهار عمرم گذشت بی تو
من میلادم را جشن نمی گیرم بی تو
روی تن سفید کاغذ می نویسم از تو
می نویسم می نویسم...
تا آخرین روز میلادم از تو

روزهای بسیاری بی تو گذشت
یادت لحظه ای از من جدا نگشت
بی تو من تنها،دلواپس فردایم
بی تو کلافست، این دل تنهایم
تو نیستی مرا
تنهایی در آغوش می گیرد
مرا می بوسد،نوازش میکند
برایم میخواند
"تولدت مبارک"
شمع ها را باد فوت میکند به همراهم
باران دست میزند،می کوبد بر شیشه برایم
خیالت می آید،اینجا کنارم
زنده می شود با تو،خاطرات میلادم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Alenoosh
با هم ساختیم لحظه های عشق را
من وتو گرفتیم دستهای هم را
دوش به دوش هم،همراه ثانیه ها
من وتو نبودیم لحظه ای از هم جدا
افسوس سرنوشت، جدا کرد ما را
قلب من تنها، تمنا میکند تو را

من بی تو سراپا سکوت
تو شکوه آوایی
من بی تو رودی سرگردان
تو دریای آرامی
من بی تو پریشان
در کنج گوشه ای
تو صبور و آرام
به راه خود می روی
من غرق یاد تو
از تو می نویسم :
بی همتای قلبم ، عاشق تو هستم
جز تو دیگر ، دل به کسی نبستم
بعد خدا من تورا می پرستم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Alenoosh