تبليغاتX
تنهاترین ماه تنها

تو جاده ی عشق ،همراه من شد

دستم را گرفت ،همسفر من شد

چشمهایش را دوخت به چشمهایم

از عشق و احساسش گفت برایم

باران مهرش بارید بر دلم

گل عشق شکوفه زد در وجود من

چه زیبا بود لحظات با تو بودن

ای همسفر ، خوب من

کاش خسته نمی شدی از راه

رها نمی کردی دستهایم را

تو نیستی و ...

تنها خیال توست اینجا

رفتی و شکستی این دلم را

هنوزم عاشقم ای رفیق نیمه راه

حالا تنهایی تو جاده ی عشق

بدون تو ...

نمی دانم رهسپار کجام

___________________

Alenoosh

لينك ثابت نوشته شده در شنبه 1386/04/30ساعت توسط Alenoosh |

از جداییمان روزها می گذرد

اما خیالت از سر من،نمی رود

خاطرات تو مرا رها نمی سازد

عشق تو از این دلم نمی رود

با هم بودن دیگر محاله، نمی شود

مثل رویاها دیگر تکرار نمی شود

این درد جدایی همیشه با من می ماند

شب و روز مرا آزار می دهد

ببین رفتن تو چه کرد با من !

بی معنا شده همه دنیا برایم

تو تنها گواهی برای این حال و روزم

برای دل شکسته و چشم های خیسم

رفتی و آغوش تنهایی شد پناهم

پر از یادگار تو شد همه ی زندگیم

ای تنها ستاره ی آسمان قلبم

تا ابد در حسرت عشق تو می سوزم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Alenoosh

 

 

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/21ساعت توسط Alenoosh |

در سکوت سردم تنها صدا بودی

تو تنها صاحب چشم هایم بودی

تو با آغوشت تنها پناه بودی

برای خستگی هایم تنها تکیه گاه بودی

روزی تو رفتی، از دنیای من

تنها خاطرات توست در لحظه هایم

ویران کرد غروب عشقت خانه ی دلم

حالا گم شدم در خلوت شعرهایم ...

در سکوت سردُ ...

باران اشکهایم

چاره ای ندارم برای بهانه های دلم

راضی نمیشه دیگر با خیالت

ویران و خراب ست ...

تو را می خواهد

روز و شب تو را بهانه می کند

می شنوی صدایش؟؟؟

تو را می خواند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Alenoosh

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1386/04/15ساعت توسط Alenoosh |

ای خورشید عشق من

کاش غروب نمی کردی از آسمان من

کاش نمی گذاشتی تاریکی

فرا بگیرد همه وجود من

کاش عشق ما مثل قصه ها نبود

مثل همه عاشقها

جدایی سهم ما نبود

با تو عاشق و پر نور بودم

با نور عشقت ماه آسمان بودم

هدیه می کردی نورت را

روشن می کردم شبهایت را

حسرت می خوردند ستاره ها

با دیدن عشق ما

حالا بعد از غروب تو

با تاریکی یکی شدم

بدون تو من خاموش شدم

تاریک تر شده شب ها

دیگر اثری نیست از ماه

شبها پشت ابرها پنهان میشم

پناهی می خوام برای اشکهام

می نشینم تا صبح به یادت

تا روزی دوباره طلوع کنی بر من

پر شوم دوباره با نور عشقت

دوباره شوم ماه آسمانت

ای خورشید عشق من 

Alenoosh

لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه 1386/04/07ساعت توسط Alenoosh |