
تو جاده ی عشق ،همراه من شد
دستم را گرفت ،همسفر من شد
چشمهایش را دوخت به چشمهایم
از عشق و احساسش گفت برایم
باران مهرش بارید بر دلم
گل عشق شکوفه زد در وجود من
چه زیبا بود لحظات با تو بودن
ای همسفر ، خوب من
کاش خسته نمی شدی از راه
رها نمی کردی دستهایم را
تو نیستی و ...
تنها خیال توست اینجا
رفتی و شکستی این دلم را
هنوزم عاشقم ای رفیق نیمه راه
حالا تنهایی تو جاده ی عشق
بدون تو ...
نمی دانم رهسپار کجام
___________________
Alenoosh

از جداییمان روزها می گذرد
اما خیالت از سر من،نمی رود
خاطرات تو مرا رها نمی سازد
عشق تو از این دلم نمی رود
با هم بودن دیگر محاله، نمی شود
مثل رویاها دیگر تکرار نمی شود
این درد جدایی همیشه با من می ماند
شب و روز مرا آزار می دهد
ببین رفتن تو چه کرد با من !
بی معنا شده همه دنیا برایم
تو تنها گواهی برای این حال و روزم
برای دل شکسته و چشم های خیسم
رفتی و آغوش تنهایی شد پناهم
پر از یادگار تو شد همه ی زندگیم
ای تنها ستاره ی آسمان قلبم
تا ابد در حسرت عشق تو می سوزم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Alenoosh

در سکوت سردم تنها صدا بودی
تو تنها صاحب چشم هایم بودی
تو با آغوشت تنها پناه بودی
برای خستگی هایم تنها تکیه گاه بودی
روزی تو رفتی، از دنیای من
تنها خاطرات توست در لحظه هایم
ویران کرد غروب عشقت خانه ی دلم
حالا گم شدم در خلوت شعرهایم ...
در سکوت سردُ ...
باران اشکهایم
چاره ای ندارم برای بهانه های دلم
راضی نمیشه دیگر با خیالت
ویران و خراب ست ...
تو را می خواهد
روز و شب تو را بهانه می کند
می شنوی صدایش؟؟؟
تو را می خواند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Alenoosh

ای خورشید عشق من
کاش غروب نمی کردی از آسمان من
کاش نمی گذاشتی تاریکی
فرا بگیرد همه وجود من
کاش عشق ما مثل قصه ها نبود
مثل همه عاشقها
جدایی سهم ما نبود
با تو عاشق و پر نور بودم
با نور عشقت ماه آسمان بودم
هدیه می کردی نورت را
روشن می کردم شبهایت را
حسرت می خوردند ستاره ها
با دیدن عشق ما
حالا بعد از غروب تو
با تاریکی یکی شدم
بدون تو من خاموش شدم
تاریک تر شده شب ها
دیگر اثری نیست از ماه
شبها پشت ابرها پنهان میشم
پناهی می خوام برای اشکهام
می نشینم تا صبح به یادت
تا روزی دوباره طلوع کنی بر من
پر شوم دوباره با نور عشقت
دوباره شوم ماه آسمانت
ای خورشید عشق من

Alenoosh