تبليغاتX
عشق ماه و خورشید
روز و شب یکی ست،اشکهای ماه جاریست،بدون خورشید ماه تاریکی ست

اگرچه من و تو ما نشدیم

اگرچه از هم جدا شدیم

فکر نکن فراموش شدی

لحظه ای از یادم دور شدی

فکر نکن ازت گذشتم من

با خیالت زنده هستم من

آخه تو بی خبری

تو از دردهایم چه میدونی!!!

از اون لحظه ی جدایی

پر از غم شدند همه لحظه هایم

شادی هایم با تو رفتند از کنارم

تو بودی شوق نفس هایم

بهار عمرم، سبزی لحظه هایم

حالا ببین خزانم را ...

برگ ریزان عمرم را ...

به فاصله ها بنگر !

چه عاجزن از جدایی یادت

دل من همیشه با توست

تو دلم همیشه جای توست

تا که نفس در سینه جاریست

یادت همیشه با من ماندنیست

خاطرات تو فراموش ناشدنیست

اگر چه عاشقی ما حروم شد

اگر چه سهم ما تنهایی شد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Alenoosh

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1386/03/28ساعت توسط Alenoosh |

 

دلت را جدا کردی از دلم

تو خبر نداری از غصه هایم

کجایی که بی تو هر لحظه می میرم

تو آغوش تنهایی برایت می گریم

چشم هایم را ببین چه غمگین اند

فقط بخاطر عشق تو می درخشیدند

شعرهایم را بخوان که پر از بهانه اند

از دریای عشق تو سرچشمه گرفته اند

کجایی که بی تو خسته و مدهوشم

رفتی و با خود بردی همه زندگیم

از تو فقط ماند عشقت در سینه ام

می دانم برنمی گردی پیش من

اما به انتظارت ثانیه ها را می شمارم

اگر روزی برگشتی پیشم

اگر دیدی بسته ست چشم هایم

زیر خاک سرد ست قلب خسته ی من

بشکافت سینه ی من

با خود ببر قلب من

که می تپد برایت عشق من

تنها مال توست قلب من

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

Alenoosh

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/16ساعت توسط Alenoosh |

سلامی پر از عشق به همه دوستان عزیز و مهربانم امیدوارم که همیشه سلامت وسر بلند باشید و از لحظات زندگیتان لذت ببرید

امروز ۱۲ خرداد ماه روز تولد صمیمی ترین دوست عزیزمه !!!

تولدت مبارک الیکای نازنینم

همچنین ۱۰ خرداد ماه هم تولد شروین گلم بود که متاسفانه من نمی دانستم و دیر متوجه شدم و خیلی ناراحت شدم ...

از همینجا از گلم معذرت می خوام و امیدوارم تبریکات صمیمانه منو بپذیره.

الیکای نازنین و شروین گلم برایتان بهترین و زیباترین آرزوها را میکنم و از صمیم قلبم دوستتان دارم ...

از عشق الهیم ((مسیح مهربانم)) برایتان خوشبختی و سلامتی خواستارم

و دعا میکنم که زندگیتان را از شادی و برکاتش پر سازد و همیشه همراه و نگهدارتان باشد عزیزان دل من

آمین!

دوست دار همیشگی شما

Alenoosh

روزی فرشته ای از آسمان کم شد

به زمین آمد و متولد شد

وای خداوندا چه روز مبارکی است

امروز میلاد فرشته ی من است

بیایید ای دوستان همه با هم

بخوانیم سرود تولدت مبارک

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک ... بیا

شمع ها را فوت نکن عزیزم

لحظه ای صبر کن

تا بگویم حرف های دلم را

خداوند همیشه نگه دار تو باشد

زندگیت را از شادی پر سازد

بمیرم هرگز نبینم غم تو

اشکی نباشد روی گونه ی تو

عزیزم بهترین ها برای تو

مبارک باد میلاد تو

حالا ...

بیا شمع ها را فوت کن

تا صد سال زنده باشی

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

_____________________

Alenoosh

لينك ثابت نوشته شده در شنبه 1386/03/12ساعت توسط Alenoosh |

باز هم از تو می نویسم

واژه به واژه

باز هم برایت می خوانم

عاشقانه

ای عشق جاودانه ام

چشمان تو به من عشق را آموختند

ای بی همتای قلبم

نمی تواند کسی بگیرد جایت را در قلبم

افسوس ...

شکست تصویر من در چشمهای نازت

عشق من مرد در کنج قلبت

هرگز نخواندی شعرهایی که نوشتم برایت

جدا شدی از من بی تو شکستم من

رفتی و ببین چه تنها شدم من !

چیزی نمانده برایم جز خاطرات تو

این قلب شکسته که می تپد برای تو

حالا ...

می نویسم که بگویم به تو

تا ابد می مانم به پای تو

می رسد اون روز که جسم من می میرد

اما روحم همیشه با تو می ماند

عاشقانه به سویت پرواز می کند

شعرهایم را برایت زمزمه میکند

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ALENOOSH

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1386/03/09ساعت توسط Alenoosh |

بی تو تاریکه دنیای من

بیهوده میگذره روزهای عمرم

بی تو خسته ام ...خسته ، ای عشق من

رویای من بگو

با حسرت تو چه کنم ؟؟؟

دستان تشنه ام آرام دستانت

تن خسته ام گرمی آغوشت را

تمنا می کنند

زندگی من بگو

 بی تو چگونه زنده بمانم ؟؟؟

چشمهایم بسته می شوند

تحمل ندارند جای خالیت را ببینند

نفسهایم به آخر می رسند

تو را کم دارم هوای من !

نگو این سرنوشته ...

سهم مارو جدایی نوشته

نگو باید بی تو بمانم

محاله محاله من نمی توانم

 

 

ساده می گذری از سویم

نگاه نمی کنی به رویم

می آید حرفهایت به یادم

می گفتی عاشقانه از من

ندیدم ستاره ای در آسمانها

داشته باشد برق چشمانت را

ندیدم غنچه گلی در گلزارها

داشته باشد رنگ لبهایت را

اما حالا دیگه ...

نمیدی جواب به نگاهم

میشه غریب دنیا برایم

می میره لبخند روی لبهایم

خسته میشم از نفسهایم

می جنگم تنها با فاصله ها

تو منو سپردی به دست آنها

خنجر می زنند قلب و روح مرا

بی تفاوت ایستاده ای آن سوی فاصله ها

آسون میگذاری تا بکشند مرا

_______________________

ALENOOSH

لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه 1386/03/01ساعت توسط Alenoosh |