تبليغاتX
عشق ماه و خورشید
روز و شب یکی ست،اشکهای ماه جاریست،بدون خورشید ماه تاریکی ست

   تو نیستی ...

تو نیستی تا اشکهایم را پاک کنی

دستهای مهربانت را کم دارم

کجاست اون دو تا دستهای خوب 

تا صورتم را نوازش کند

تو نیستی تا مرا در آغوش بگیری

آغوش گرمت را کم دارم

کجاست اون آغوشت

تا این بی پناه را پناهی دهد

تو نیستی تا به من نگاه کنی

چشمهای زیبایت را کم دارم

کجاست اون چشمها

دو ستاره از آسمان کم شده اند

(( بخاطر وجود توست اگر هنوز من زنده ام ))

جدایی ها تقصیر ما نیست

این سرنوشت گناه ما نیست

بخاطر وجود توست اگر هنوز من زنده ام

جز تو دلیلی واسه بودن ندارم

جدایی از تو عذاب است برای من

درد و غم است برای من

اما ...

بخاطر وجود توست اگر هنوز من زنده ام

جز تو برای من کسی محبوب نیست

عشق جاودانه من تو هستی

بعد از خدا تو رامی ستایم

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1385/09/24ساعت توسط Alenoosh |

با هم بودن حسرت زندگی من شد

داشتن تو مثل راه رفتن روی آب شد

به جای دستهایت اشکهایم

صورتم را نوازش می کند

به جای آغوشت

تنهایی مرا در خود جای می دهد

به جای چشم هایت

غم به من نگاه می کند

حسرت داشتن تو را ، به یاد من می آورد

با هم بودن حسرت زندگی من شد

داشتن تو مثل راه رفتن روی آب شد

 


ای عشق مقدس من

احساس پاک و لطیف من

 افسوس

خورشید چشم های تو

سهم من نشد

گرمی دنیای من نشد

قسم به عشقی که در سینه دارم

تو را تا ابد دوست می دارم

ولی دیگر ...

تحمل جدایی را ندارم

خداحافظ من دارم میرم

بعد تو مرگ را انتخاب کرده ام

لينك ثابت نوشته شده در جمعه 1385/09/17ساعت توسط Alenoosh |

گریه نکن گریه نکن

فدای اشکات گریه نکن

مرگ جسمم را گرفت از تو

ولی روح عاشقم همیشه با توست

من تو رو تنها نمی زارم

احساسم بکن ... سر رو شونه ات گذاشتم

جسمم به آرزوش نرسید

روح عاشقم به تو رسید

تو فکر نکن تنها شدی

با بی کسی همنشین شدی

پیش تو می مانم همیشه

تا خدا بیاد قیامت بشه

گریه نکن گریه نکن

فدای اشکات گریه نکن

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1385/09/05ساعت توسط Alenoosh |