قلبم پر از غصه ودرد ... چشمهایم پر از اشک و غم ... تنهاتر از من کسی نیست ...با غصه های من کسی آشنا نیست... گلهای باغچه غمگین شدند ... هق هق گریه هامو شنیدند ... ماه آسمون هم پریشون شده ... شعرهای منو دیده کنار پنجره ... بغض کرده پشت ابرها قایم شده ... اون که دوستم داشت ... فراموشم کرده ... کهنه شدم براش ... دیگه دوستم نداره ... کاش عشق همیشه عشق بمونه ... کهنه نشه از بین نره ... مرگ بهتر برای فراموش شده ... مرگ پایان تنهایی ...
من همیشه بر عهد و پیمانم هستم ... عاشقتم تا زمانی که زنده هستم ... به جز تو کسی را دوست نمی دارم ... به جز تو کسی را عشقم صدا نمی زنم ... کسی نمی تواند جایت را بگیرد در دلم ... تو محبوب این دلی دیگر کسی جا ندارد ... من همیشه بر عهد و پیمانم هستم ... عاشقتم تا زمانی که زنده هستم ... بدون تو چیزی برایم معنا ندارد ... پوچ و سیاه است همه دنیای من ... کسی نمی تواند مثل تو باشد برایم ... تو عشق اول و آخری ...دلم فقط تو را می خواهد ... من همیشه بر عهد و پیمانم هستم ... عاشقتم تا زمانی که زنده هستم
کاش می شد فراموشت کنم آتش عشقت را خاموش کنم ... با هم بودن نمیشه می دونم در آغوش تو بودن خیاله می دونم ... سهم من از تو آرزوهای محاله می دونم ... من و تو که تقصیری نداریم ... جدایی ها دست تقدیر می دونم ... کاش می شد فراموشت کنم یادت را از خودم جدا کنم ... من و تو ما نمی شویم می دونم ... رنگ خوشبختی نخواهیم دید می دونم ... سهم من از تو کوله باری از خاطرات ... تک تک لحظه هایم با یاد تو سرشار ... کاش می شد فراموشت کنم آتش عشقت را خاموش کنم