تبليغاتX
عشق ماه و خورشید
روز و شب یکی ست،اشکهای ماه جاریست،بدون خورشید ماه تاریکی ست

چه سخته...

چه سخته نمی دونه ، از دل تنهات

نمی بینه غم ، توی آسمون چشمهات

 

چه سخته حسرت بشه، گرمی دستش

دلت تنگ بشه ، برای چشمهای قشنگش

 

چه سخته بدونی ،هرگز مال تو نبوده

همه ی عمرت ، تباه شده رفته

 

چه سخته روزهای،قشنگ و آبی

سیاه و سرد بشه با ،حسرت و جدایی

 

چه سخته... بی حس و بیهوده

شب و روز کنج اتاقت مثل مرده

 

 چه سخته اونکه میگفت:دوستت داره!

تورو از یادش ببره

 

چه سخته بدونی ،همش دروغ بود

تکیه بر عشق،تکیه بر باد بود

Alenoosh

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1388/08/13ساعت توسط Alenoosh |

 

 

به چشمانم خیره شد

در عمق نگاهش،قلبم گم شد

تا سلامی گفت،عشق آفرید

شوقی تازه،در من دمید

تبسمی زیبا نثارم کرد

گفت:چشمانت شیدایم کرد

دل سپردم به دستانش

شدم شمعی،سوختم به پایش

هرگز ندید،احساسم نکرد

رفت و منو خاکسترم کرد

آه چه بی ارزش،بودم برایش

سپرد منو به خاطره هایش

Alenoosh

لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 1388/06/30ساعت توسط Alenoosh |

 

رفتی و شکست قلب بی گناهم

نشکفته پژمردن آرزوهایم

تنهایی به کام من ریخت،درد و ماتم

رفتی و شادی غریبه شد با من

خاموش نمی شود،با هزار اشک و آهم

سرزمین آتش گرفته ی قلبم

بیا ای زندگی،تو هم بگذر از من

سیرم از تو،بس کن دیگر!

Alenoosh

لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 1388/05/11ساعت توسط Alenoosh |

 

گم میکنم روزها،پیدایت میکنم هر شب

اینگونه خوابم باتو،زیبا می شود هر شب

پُر از تب و تابم ، تا آید لحظه ی دیدار

اینگونه آرام با تو،درمان می شوم هر شب

ببین دل شکسته،فریاد میزند در خلوت خویش

ببین چشمه ی وجودم،بدون تو خشکید

تا کی با رویایت،دل رو خوش کنم هر شب؟

من واژه عشق را،تا صبح معنا میکنم هر شب!

Alenoosh

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/03ساعت توسط Alenoosh |