گم میکنم روزها،پیدایت میکنم هر شب
اینگونه خوابم باتو،زیبا می شود هر شب
پُر از تب و تابم ، تا آید لحظه ی دیدار
اینگونه آرام با تو،درمان می شوم هر شب
ببین دل شکسته،فریاد میزند در خلوت خویش
ببین چشمه ی وجودم،بدون تو خشکید
تا کی با رویایت،دل رو خوش کنم هر شب؟
من واژه عشق را،تا صبح معنا میکنم هر شب!
Alenoosh
عشق تو پُر از شعرم کرد
لبریز از احساسم کرد
ندانستم روزی تباهم
منی که به تو،دل دادم
نمی شود دستم،هم آغوش قلم
پُر از غبارٍ دفتر شعرم
نمی آید کلمه ای،به ذهن پریشانم
بی عشق سیاهست تمام جهانم
هر روز می روم به سوی فنایی
زجه میزند قلبم،ندارد نایی
فرشته ی مرگم به سراغم بیا !
دورم کن از دنیای بی محبتی ها
Alenoosh